تبليغاتX
خط آخر -

که خط آخر است و آخر خط است انگار ...





 

شاعر که می شوی ...

از المعجم این و آن خسته ام

از توازی این همه ترانه مشابه

از مراثی ممکن،از هر چه رابطه،هر چه راز

من خسته ام از پی رنگ،ساختار سکوت و ایجاز خشت

می روم آینه بکارم

می روم نور بر قبر واژگان ببارانم

می روم شعری تازه و زینتی تازه تر بیابم

دعا که می کنی شعر است ....

( می گفت : آقا ! صالحی فرق می کند .جور دیگری است . کلمه را می رقصاند . اصلا انگار حقیقتا شاعر است )

نوشته شده توسط روح الله رجائی | لینک ثابت | موضوع: |